تبليغاتX
یادداشت های شخصی یک سرباز
کشو رو باز کرد و نسکافه که در واقع آب یخی قهوه ای بود و سر کشید بعد با تعجب گفت مثل اینکه یه بسته اش کم بود اصلا مزه نداشت  تصور کنید قیافه منو داشتم میترکیدم ..بعد گفت پاشو بریم نهار   سر میز آقای شاد گفت به آقا گفتی چه دسته گلی به آب دادی من سرخ شدم گفتم نه آخه چیزی تبود پاک شد...دلم می خواست خفه کنم مردتیکه رو  ...برگشتیم مثل همیشه رفت سراغ گوشیش که بازی کنه اممممممممااصلا کار نمی کرد گفت رو اینم ریخته اومدم بگم نه که گوشی رو بو کرد  خودش گفت آره اینم خیس شده گفتم نه دستمال کشیدم یه چند قطره بیشتر نبود...خلاصه گوشیش و باز کرد و شروع کرد به دستمال کشیدن هر لحظه منتظر بودم بگه چرا دست تو کشوی من بردی و من هیچ جواب قانع کننده ای نداشتم.دست پیش گرفتمگفتم خدا خیرتون بده آخه گوشی و نسکافه رو باهم گذاشتین تو کشو...هیچی نگفت همین سکوتش باعث شد من نفهمم که عصبانیه یا نه..کلی طول کشید تمیز کاریش بردیم جلو کولر گازی که خشک شه.....اما اصلا خاموش شد و دیگه هم روشن نشد....حالا او دوتا که اوضاع و فهمیده بودن رفته بودن بیرون اصلا نیومدن تو که این سکوت طولانی شکسته شه آقای غر این دفعه بدون کوچکترین کلامی مشغول کار بود....بعد اون دوتا اومدن با خنده گفتن چی شد بالاخره گفت هیچی به نظرتون ۱۵ روز خوبه (با جدیت تمام) من با اینکه عین خیالم نبود اما حس بدی داشتم

آقای ماشین حساب گفت نه یه دونه میخره میاره همشم بهم چشمک میزد.حالا تازه گندکاری وسعت گرفت وقتی چک و سند های خیس و کشیدند بیرون ........


بقیه اش بماند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 
آقای غر لیوان داغ نسکافه اش رو نمیدونم چی کار کرد چون من مشغول بازی بودم همه رفتن نماز و ماهم آماده می شدیم که دیدم گتر هام یکیش نیست همه جا روگشتیم آقای ماشین حساب هم کمک می کرد من تمام کشو ها رو می گشتم وقتی کشوی آقای غرو باز کردمتمام نسکافه ریخت و کشو خیس شد با هر چه اندرونش بود...از جمله گوشی موبایل جون جونیشون که عاشقش بودند و کلی چک و سند مهم که همه گلاب به روتون قهوه ای شدند.حالا فقط آقای تهرانی تو اتاق بود و از دور فکر کرد که نسکافه ریخته رو میز گفت عیب نداره و رفت برا نماز ...من موندمو گندی عظیم......با سرعت بادستمال همه جا رو پاک کردم  اما سند و چک ها رو کاری نمی شد کرد....موبایلو دستمال کشیدم و گذاشتم سر جاش بعد با خیال راحت یه لیوان آب یخ ریختم رو نسکافه شون که همه چیز طبیعی باشه(حالا یه  استکان نسکافه کمرنگ و کم شکر داریم) ....بعدم نشستم پشت کامپیوتر و راحت کارا رو انجام میدادم که نماز تموم شد و اولین نفر آقای غر اومد داخل بی اختیار خندم گرفت  اولین کاری که کرد رفت سراغ میزش.......
تا اینجا بمونه   این ماجرا حتما ادامه خواهد داشت  
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 
 سلام

ما تو اتاق ۴ نفریم که یکی رئیسه یکی معاونش یکی مسئول و یکی هم که منم

رئیسه اسمش آقای غر..(لره)...معاونه آقای شاد.(تهرانی)......مسئوله آقای ماشین حساب(رشتی)

غر زدن که خیلی طبیعیه واسه یه رئیس البته ایشون  همین فاکتور منفی رو دارن و در بقیه موارد عالیه برخوردشون.....آقای شاد ازون رفیق بازای قهار که روزی ۱۰۰ دقیقه خاطره و جک تعریف می کنه بقیه شم اینو اونو دست میندازه ما می خندیم اما آقای ماشین حساب  عاشق این وسیله است و  هر حرفی و حساب می کنه فوق العاده حسابگر و مقتصد (ویژگی رشتی هاست دیگه )

ماجرای نسکافه خوری

من چند روزیه که گیر دادم نسکافه بیاریم بخوریم اما اونقدر زندگیشون روتین شده حاضر نیستند کوچکترین تغییری بهش بدن یه بارم که پیشنهاد تغییر دکوراسیونو دادم (آخه در وضع فعلی هر روز یکی با کیس برخورد شدید داره) همه با تعجب گفتند نمی خواد بابا ولش کن....بگذریم خلاصه موفق شدم تا بالاخره آقای شاد ۶ بسته کافی میکس آورد گفت زحمت آب جوشش بکش( اونجا انقدر همه داغون و بی رمقن که از همچین طرح بو داری به شدت استقبال میشه پس من باید اینکارو می کردم  وگرنه مهمونامون زیاد می شد.) پس رفتم و ۴ لیوان آب جوش آوردم...آقای غر تشریف نداشتن ما خوردیم جاتون خالی چسبید....بعدش آقای غر اومد و گفت اب جوش من سرد شده عوضش  کنم بیام...بعد آماده کرد که بخوره اما وقت اذان بود و ایشون موقع اذان آب دستش باشه می زاره زمین  و این بار هم اینکارو کرد..........


تا اینجا رو داشته باشید تا بعد.......الان بازی پرسپولیسه برم بعدش میام
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 
 

بودجه شهر تهران چرا در لبنان باید مصرف شود؟

 

 

چند روزی بود که تلویزیون المنار حزب الله لبنان تصاویری از دیدار آقای چمران و معاونان شهردار تهران از لبنان رانشان می داد که نقشه های بازسازی بیروت را نشان می داد. پیرو این دیدارها خبر اختصاص 3 میلیلردتومانی شهرداری تهران به بازسازی لبنان انتشار یافت. طبیعتا این رقم کارستانی در امر بازسازی لبنان نیست ولی منتخبان مردم تهران که برای خدمت به مردم انتخاب شده اند به چه دلیلی میتوانند از بودجه ی عوارض مردم تهران به بازسازی لبنان کمک نمایند. دولت درچارچوب سیاست های کلان که کمک فراوانی به بازسازی لبنان کرده است ولی شهرداری تهران که از مردم تهران برای شهر تهران پول می گیرد واین همه گرفتاری شهری، فقر ونابسامانی اجتماعی در همین تهران هست، چه مجوز شرعی برای پرداخت پول به بازسازی لبنان دارد؟ امروز با یکی از اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران صحبت می کردم. در شورای شهر هم گفته شده که امر بازسازی لبنان که در اثر جنایات اسرائیل تخریب شده است، کار خوبی است ولی چرا از جیب مردم شهر تهران و از محل عوارض پرداخت شده ی مردم تهران؟. اما علیرغم رای ندادن اکثریت اصلاح طلبان، با دو فوریت تقاضا شده تصویب شده است.این در حالی است که خود شهردار تهران آمار عجیبی از فقرداده است. اگر این روش می خواهد ادامه یابد خوبست روی برگه عوارض مردم تهران نوشته شود که این پول فقط برای شهر تهران نیست ودر بازسازی سایر نقاط ذنیا هم می تواند استفاده شود تا لا اقل پول حلالی به بازسازی لبنان اختصاص یابد. یادم آمد که در محاکمه ی آقای کرباسچی یکی از مواردی که مطرح شده بود خرید یک دستگاه تایپ یا کامپیوتر برای مدرسه ای در گرگان بود که نمی بایست در خارج تهران مصرف شود

بر گرفته از سایت محمد علی ابطحی

 http://www.webneveshteha.com

نظر  فراموش نشه

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش |