تبليغاتX
آرش کمانگیر

آرش کمانگیر

سلامتی سه تن رفیق و ناموس و وطن ..سلامتی سه کس زندونی و سرباز و بی کس

روزهای جنوبی ۳

همه روزهای هفته خیلی سریع میگذره و جمعه میرسه.بندر جمعه ها تعطیلی نیست.پالایشگاه شنبه و جمعه نمیشناسه.اما یه فرقی با بقیه روز ها هست اونم اینه که کار نیمه وقته.و همین باعث میشه که برای این نصفه روز کلی برنامه ریزی بکنیم.یک هفته رو برای خرید به جزایر اطراف (کیش قشم سیری  و..)میریم.و هفته بعد برای تفریح به مرکز شهر.البته رفت و برگشت به جزیره هم هزینه بالایی داره هم خیلی خسته کننده است .اما من مدتی رو که روی دریا با لنج ها شناور هستیم رو با هیچ جایی عوض نمی کنم حس فوق العاده ای که تمام خستگی رو از تنم بیرون میکنه.دیدن این شلوغی و ازدحام جمعیت برای خرید هیجان خاصی داره و شرط میبندم که امکان نداره که بتونی بری  جزیره و خرید نکنی.بعد از خرید خسته و کوفته برای برگشت به اسکله میریم و بعد از کلی معطلی سوار لنج(اتوبوس دریایی) میشیم.اونجا فرصتیه که بیشتر مردم خلوت میکنند .مدت این سفر دریایی ۹۰ دقیقه است.

معمولا جمعه شب ها سر و صدای بچه ها میاد که دارن از خریداشون و تخفیفایی که گرفتن حرف میزنند و جنس ها رو بهم نشون میدند.

و بعد خواب و دوبار شنبه.

جمعه هایی که میریم بندر عباس اکثرش به تفریح میگذره(از نوع سالم البته)

بندر دوتا مرکز خرید معروف داره که به سیتی سنتر معروفن.

همه جوونا میان اونجا یه جورایی بالا شهر بندر محسوب میشه .یه بازار سنتی هم داره به نام بازار اوزیها(همون عوضی ها) که از شیر مرغ تا جوون آدمیزاد از نوع چینیش پیدا میشه با قیمت های عالی اما خب کیفیتشون پایینه.مثلا ما به دی وی دی گرفتیم که تمام فرمت ها رو میخوند قابلیت کپی هم داره .. رم ریدر داره و فلش میخوره به قیمت ۲۵۰۰۰ تومان..بدک نیست کارمون راه میوفته.

البته با این زلزله های متوالی که بندر و میلرزونه شنیدمکه سیتی سنتر هم ترک خورده

دیشب باز هم زلزله اومد و کمکم عادت کردم  دیگه اهمیتی بهش نمیدم

ولی مردم شهر اکثر شبا رو تو خیابون و کنار ساحل میخوابند.

اینجا مثل شمال خبری از ویلای ساحلی و سوییت نیست اصلا اهمیتی به این قضیه نمیدند فقط چندتا هتل خوب داره که قیمت هاش بالاست .مردم عادی جایی اینجا ندارند که استراحت کنند.نه پلاژی نه طرح سالم سازی ...و حیف این دریا به این قشنگی...میگم کاش جای خزر و خلیج فارس عوض میشد.تمیزی این با موقعیت اون.

در پست بعدی در مورد شرایط کاری و نحوه پذیرش در پالایشگاه بیشتر میگم.

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |
نمی دونم چه طور شد از وقتی که اومدم اینجا هر چند روز یک بار نامزدی و عقد یا عروسی یکی از همکاران موجبات شیرینی خوردن همه رو فراهم میکنه.گرچه شیرینی های بندر عباس در حد فاجعه است.اما نفس این همه پیوند حرکت جالبیه.جالب تر از اون تغییر رفتار مزدوجین بعد از ازدواج.

یه نمونه داریم که شنگولتر شد و سر حال تر چند تا نمونه هم داریم که همش با ماشین حساب در حال حساب کتابن قسط ماشین و خونه رو حساب میکنند. (دختر های شهرستان هم زرنگ شدند این دو مورد رو حداقل دارایی یک پسر میدونند دیگه..)دو نفر هم هستند که خیلی سنگین تر برخورد میکنند با بقیه.خلاصه اینکه این شتر در خونه خیلی ها اینجا خوابید.

جرات داره بیاد اینورا...

روزها اینجا داره به سرعت میگذره تاریخ مرخصی برای من حکم ایستگاه آخر رو داره روزی که دلتنگی ها التیام پیدا میکنه هر چند کوتاه اما دلچسب.

بعد از ۸/۸/۸۸ فردا روزیه که خیلی دلم می خواست خونه باشم.(دوستان جای ما) بگذریم وارد بحث سیاسی نشیم.

 

 

خلق و خوی مردم بندر عباس مثل آب و هواشه.گرم و صمیمی آروم و بی صدا.مردم اینجا خیلی بی ریا هستند خیلی هم با غریبه ها محترمانه برخورد می کنند برعکس مناطق... کشور که قبلا ۴ سال اونجا بودم.فروشنده های خیلی منصف و راستگو اینجا اصلا احتیاجی به چونه زدن نیست خودشون تخفیف میدند و انقدر قیمت ها منصفانه است که جایی برای چونه زدن نمی مونه.اینجا معلوم میشه که مغازه دارهای تهران تا چه حد به قیمت ها اضافه میکنند در بعضی موارد حتی بیشتر از ۲ برابر .

متاسفانه اما مصرف مواد مخدر بسیار بالاست و بیشتر از هر جای دیگه ای که قبلا بودم معتاد داره .

حتی به راحتی در  خیابان ها و کوچه پس کوچه ها همه نوع مواد دیده میشه.و البته مهندسین خسته از کار رو نشونه میگیرن و مورد لطف قرار میدند خیلی باید خوش شانس باشی هم نشینشون نشی.

شیرازی های خونگرم و مهربان (به معنای واقعی کلمه)  و اصفهانی های زبر و زرنگ و تند و تیز هم کم نداریم.هر چقدر شیرازی ها بی ریا و خالصانه زندگی میکنند اصفهانی ها حساب کار دستشونه.البته به نظر من نه اون خوبه نه این.

مطالب بیشتر در مورد شهر و جزیره در پست بعدی...

 

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |

روزهای جنوبی(۱)

همیشه وقتی منتظر نیستی پیش میاد.قضیه جنوبی شدن من هم روزی بود که اصلا توقع نداشتم ، شاید قبلا انتظارشو داشتم اما سه شنبه ها مثل همیشه غافلگیر کننده است.خیلی طول نکشید که تو سالن فرودگاه بودم با دوست داشتنی ها خدا حافظی کردم در واقع با تهران خداحافظی کردم.تمام طول پرواز فکرم مشغول بود چون هیچ تصوری از جایی که میرفتم نداشتم.وقتی از هواپیما خارج شدم موج شرجی تو صورتم زد ،بالاخره این طرز خوشامد گویی مخصوص شهرهای دریاییست.از فرودگاه بندر عباس تا محل اسکان نیم ساعتی راه بود و همه چیز غریبه ...روز اول روز خیلی سختی بود و این باعث شد تمام مدت با تهران در تماس باشم.هفته اول خیلی کند گذشت.کمپی که به ما دادند امکاناتی در حد یک هتل مناسب داشت ازاین نظر مشکلی نبود.فقط این تغییر حال و هوا از یه شهر شلوغ و یه زندگی پر هیجان به منطقه ای آروم و غریب حس عجیبی داشت.نبود اینترنت و ماهواره کارو سخت میکرد.اینجا خبر ها بیات شده به دست آدم میرسید.کم کم اهمیت به روز بودن از بین رفت و مسائل دیگه ای جاشو گرفت.

هوای اینجا جدای از گرم وشرجی بودن خیلی آلوده است طوری که در مسیر پالایشگاه حتی نفس کشیدن هم سخت میشه و فقط خوردن شیر که باعث میشه گرد و غبار غلیظ از گلو شسته بشه.اینجا یک محیط کاملا صنعتیه که به جز کار هیچ چیز دیگه ای نیست.در واقع پادگان آموزشی رو یاد آدم میاره جایی که برای همه روز شما از قبل برنامه ریزی شده.ساعت خوابتون نوع غذاتون و... قیافه همه کارگران پر از خستگی ها ست جداً تحمل این همه سختی و کار در زیر آفتاب سوزان جنوب  کار هر کسی نیست.حضور صدها نیروی انسانی از کشور های آسیای شرقی هم جالب توجه مخصوصا روابط صمیمانه اونها با کارگران ایرانی.گرچه تمام امکانات به متخصصین و مهندسین اختصاص پیدا کرده و کارگران از کمترین امکانات برخوردارند.

افرادی که اینجا کار میکنند تقریبا از همه جای ایران هستند و این طیف متفاوت فرهنگ ها در یک محیط بسته اداری  و صنعتی اتفاقات جالب و گاه اعصاب خورد کنی رو به همراه داره.هر وقت که کسی از مرخصی بر میگرده سوغات شهرشو میاره و با غرور خاصی ازش تعریف میکنه.

روزها سپری میشوند و خستگی حاصل از کار طاقت فرسا حتی تاب و توان  تماشای تلویزیون رو هم از آدم میگیره.همه چیز خیلی سریع به عادت تبدیل میشه و عادت های گذشته خیلی راحت از بین میرن.

جمعه ها رو اختصاص دادیم برای رفتن به جزیره و یکی از لذت بخشترین   کارها برای من  یعنی خرید کردن.

تفاوت قیمت ها هرکسی رو به هیجان میاره.برخورد مغازه دارها و مردم هم خیلی خوبه و کلا خرید میچسبه.

اینجا جمعه ها دلگیر نیست .فقط سه شنبه هاست که همچنان دلگیر و غم انگیز مخصوصا تو پاییز.

نوشته شده در ساعت توسط آرش| |