![]() |
![]() |
|
|
سلام
ما تو اتاق ۴ نفریم که یکی رئیسه یکی معاونش یکی مسئول و یکی هم که منم رئیسه اسمش آقای غر..(لره)...معاونه آقای شاد.(تهرانی)......مسئوله آقای ماشین حساب(رشتی) غر زدن که خیلی طبیعیه واسه یه رئیس البته ایشون همین فاکتور منفی رو دارن و در بقیه موارد عالیه برخوردشون.....آقای شاد ازون رفیق بازای قهار که روزی ۱۰۰ دقیقه خاطره و جک تعریف می کنه بقیه شم اینو اونو دست میندازه ما می خندیم ماجرای نسکافه خوری من چند روزیه که گیر دادم نسکافه بیاریم بخوریم اما اونقدر زندگیشون روتین شده حاضر نیستند کوچکترین تغییری بهش بدن یه بارم که پیشنهاد تغییر دکوراسیونو دادم (آخه در وضع فعلی هر روز یکی با کیس برخورد شدید داره) همه با تعجب گفتند نمی خواد بابا ولش کن....بگذریم خلاصه موفق شدم تا بالاخره آقای شاد ۶ بسته کافی میکس آورد گفت زحمت آب جوشش بکش( اونجا انقدر همه داغون و بی رمقن که از همچین طرح بو داری به شدت استقبال میشه پس من باید اینکارو می کردم وگرنه مهمونامون زیاد می شد.) پس رفتم و ۴ لیوان آب جوش آوردم...آقای غر تشریف نداشتن ما خوردیم جاتون خالی چسبید....بعدش آقای غر اومد و گفت اب جوش من سرد شده عوضش کنم بیام...بعد آماده کرد که بخوره اما وقت اذان بود و ایشون موقع اذان آب دستش باشه می زاره زمین و این بار هم اینکارو کرد.......... تا اینجا رو داشته باشید تا بعد.......الان بازی پرسپولیسه برم بعدش میام |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به صبح راستین سوگند**
به پنهان آفتاب پاک مهربار پاک بین سوگند** که آرش جان خود در تیر خواهد کرد ** پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند *** زمین میداند این را آسمان ها هم *** آری آری جان خود در تیر کرد آرش *** کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش .... |
|
RSS
|