درباره ویکتوریا

اصولا انسان ها دو دسته اند ...دسته اول کسانی که سریال ویکتوریا رو دیده اند.دسته دوم کسانی که ندیده اند

این مطلب برای هر دو گروه فایده داره...

علت محبوبیت بعضی  سریال ها در ایران هنوز کشف نشده ایرانی ها هم از جومونگ لذت میبرند هم از لاست..هم فرار از زندان رو دوست دارند هم یانگوم...این همه تضاد و تناقض معلوم نیست از کجا سر چشمه میگیره..اما چیزی که معلوم اینهکه هیچ کدوم از سریال های ایرانی نمی تونن اینطوری بیننده رو مجذوب کنند.من اوایل فکر میکردم کسی که لاست رو دیده دیگه جومونگ رو نمیبینه...ولی با کمال تعجب کسانی این سریال رو میبینند که فیلم باز های قهاری هستند...

اما بحث من سر سریال ویکتوریا ست...

سریالی که با شکستن تمام خط قرمز ها نوع جدیدی از روابط خانوادگی رو به نمایش گذاشته...

نه اونقدر فرهنگ سریال غربیه که بگیم با فرهنگ ما نمیخونه...و نه این روابط رو میشه تو سریال های ایرانی دید.

موضوع اصلی سریال خیانت بوده و عمق این قضیه تا حدی است که فکر خیانت هم از ذهن هیچ کسی نمیگذره.درست برعکس سریال های ایرانی که مردی که خیانت میکنه حداقل نصف سریال رو در بهترین لحظات زندگی میکنه..بعدشم با یک پایان بندی کلیشه ای شکست میخوره..اما در این سریال شما با تمام وجود حس میکنید که بر اثر خیانت تا کجا به ورطه نابودی میروید.چه خیانت مرد به زن و چه برعکس.

تقابل فقر و ثروت بی بندو باری و پایبندی به اصول اخلاقی و مذهب و از همه مهمتر و برجسته تر نقش روابط جنسی در زندگی همه و همه در یک سریال خانوادگی و جذاب با بازی های دیدنی موجبات جمع شدن همه افراد خانواده راس ساعت ۹ پای تلویزیون میشود..به قول یکی از دوستانم که در اهواز زندگی میکند..تنها عاملی که موجب میشود تا کل اعضای خانواده برای ساعتی کنار هم باشند ویکتوریاست.

نکته جالب اینجاست در محیط کار و در وقت فراغت این موضوع  ویکتوریاست که نظرات مختلف افراد را ابراز میکند و تقریبا همه افرادی که از دوبله بد این سریال چشم پوشی کردند آنرا دوست دارند...

شاید خیلی از مسائلی که تا قبل از این سریال جرات مطرح کردنشان را نداشتیم حالا به راحتی در خانواده ها مطرح میشوند.و پدر و مادر ها هم در رابطه با فرزندانشان به این موضوعات فکر میکنند و

نیاز های عاطفی و حتی جنسی فرزندشان را درک میکنند .

گفتنی است سریال ویکتوریا هر شب ساعت ۹ و ۱۲ از شبکه فارسی۱ پخش میشود.

شما هم اگر در مورد این سریال نظری دارید در قسمت نظرات اعلام کنید...

اگر باد یاری نمیکند پارو بزن

سلام
 
در حالی که قمرخانوم همسایه ما هم منتظر اعلام نتایج مذاکرات 1 +5بود اینور دانشگاه ها بازگشایی شد...از نوع جدید البته...
 
هم هنرمندان به دعوت آکادمی اسکار رفتند آمریکا.هم کلی از نظر سیاسی با آمریکا دوست شدیم سر یه میز نشستیم از دلتنگی ها گفتیم...منوچهر هم کلی این وسط ذوق کرده بود.
 
بعدشم که همه دوباره بهم نامه دادند.موسوی بیانیه داد کروبی با هاشمی مکاتبه کردحجاریان آزاد شد نوری رفت خونشون...خلاصه بیا برویی بیا ببین.
 
دربی هم برگزار شد کما فی سابق فی الجمیع الامور(چیه عربی بده ؟خب چی کار کنم ما آخه خونمون تلویزیون ایرانی نداریم همش عربی حرف میزنن)داشتم میگفتم.. آقا مثل اینکه بعضی ها لباس آبی یا قرمزشون کثیف بوده با تی شرت سبز رفتند اونجا ...برادران عزیز و زحمتکش شهرداری(از نوع سبز پوشان) شاکی شدند اعتراض کردند اینجوری شد که دستگیرشون کردند .تا یادشون بمونه 5شنبه ها لباساشونو بشورند تا جمعه آماده باشه.
 
50تا پلیس زن هم دور ورزشگاه حضور داشتند حالا چرا نمی دونم؟؟؟
 
آقای بانکی کارگردان فیلم ((دو خواهر)) فرمودند گلزار در این فیلم یکی از بهترین بازی های خود را ارائه داده....ما که چیز جدیدی ندیدیم جز اون خنده های دختر له کن و 600 مدل لباس مارک دارو کلی ماشین مدل بالا ...
 
کنسرت های پاییز هم با رضا صادقی و محسن یگانه و حمید عسگری شروع میشه بعدشم فرزاد فرزین و...همینجوری ادامه داره
 
من کسی رو شایسته تر از یگانه این وسط ندیدم..اگه قسمت شد و رفتم یه گزارش کامل براتون میزارم.
خوش باشید...

پایان تابستان سبز

پایان تابستان سبز

سلام
هفته ای که گذشت هفته مهمی برای ایران بود.
یه هفته پر ازخبرهای نیویورک و هالیوود تا تالار وحدت
از نیورک که نمیگم همه میدونن چه خبره...
از هالیوود بگم که بالاخره شهره آغداشلو جایزه امی رو برد و کلی هموطنانش رو سر افراز کرد.شهره این جایزه رو برای ایفای نقش مادر صدام در یک سریال تلویزیونی گرفت.دستبند سبز شهره در این مراسم جالب توجه بود.
اما ازین طرف بازهم یه استاد مسلم موسیقی از میان ما رفت و باز هم رسانه به اصطلاح ملی کوچکترین پوششی از مراسم نداشت.
استاد سنتور ایران پرویز مشکاتیان موسیقی سنتی ایران را تنها گذاشت.
پاییز دوست داشتنی هم از راه رسیدو حسابی گرد و خاک به پا کرد، هنوز نیومده کلی باریده.گرچه وقتی تابستون تاریخی 88 رو مرور می کنیم و گرمی حضور میلیونی ملت رو به یاد میاریم نباید از همچین پاییز خشمگینی متعجب شیم.
تابستونی که ازروز اولش خیابون ها سرخ شد و تا آخرین روزش داغ این سرخی دستهای سبز مردم را سبز تر کرد.
سیاسی ترین تابستان تاریخ ایران رو گذروندیم و باید منتظر بود و دید که نیمه دوم سال 88 چه خواهد شد.
به امید وقوع همه خوبی ها برای ملت ایران عزیز.