music 88

موسیقی سال 88

روند تغییر موسیقی ما امسال از هر سال دیگه ای کند تر بود.و دلیلش هم تا حدود زیادی شرایط بحران زده کشور بود.که دست و فکر هنرمندان رو به شدت مشغول خودش کرده بود.تقریبا تمام هنرمندان مطرح و مردمی ترانه و اثری مرتبط با حوادث اخیر منتشر کردند.خیلی ها آلبوم آماده شان را منتشر نکردند و خیلی ها در انتخاب آهنگ آلبومشان تجدید نظر کردند.قبل از انتخابات دو آلبوم موفق 88 از بنیامین و ساعت 9 از سیروان منتشر شد که به سرعت در جو انتخابات حل شد.و تا مدتها بعد خبری و نشانه ای از این آلبوم ها نبود.خواننده های داخلی به خاطر مسائل کاری نتوانستند آن طور که باید به جریانات اخیر واکنش نشان دهند.و به جز اساتید بزرگ موسیقی سنتی واکنشی از داخل نداشتیم.اما هنرمندان غربت نشین تک تک و حتی با هم ترانه های بسیاری اجرا کردند که از بین آنها چندین ترانه در ذهن مردم ماندگار شد.البته این طبیعی است که موسیقی همیشه و به طور کامل نقش موثر خود را در تاریخ این مملکت بازی کرده است.و این نقش همواره قوی و قویتر شده است.از آثار تکان دهنده ای  همچون مرغ سحرگرفته تا سرود بیاد ماندنی و پر کاربرد یار دبستانی من ...

نمونه ای از روند تغییر ترانه در سال گذشته( به تاریخ انتشار ترانه ها توجه کنید.)

آلبوم ساعت 9 با صدای سیروان  خرداد 88(قبل از انتخابات)

 باور کن زندگی همین امروزه     لحظه ای که تکرار نمیشه

 فرصتی که هیچ وقت نداشتی  شاید تنها شانس تو همین امروزه

تصنیف زبان آتش اثری از استاد شجریان  تیر ماه 88

تفنگت را زمین بگذار        که من بیزارم ازدیدار این خونبار ناهنجار

 تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن   من اما پیش این اهریمنی ابزار  بنیان کن  ندارم جز زبان دل..

آهنگی برای ایران  علی اصحابی   مرداد 88

واسه کاشی کاری هات دلواپسم   واسه حوضای عمیق نقاشیت

 واسه آینه کاری و طاقای نور واسه گنجشککای اشی مشیت

 

 

ترانه طاقت بیار رفیق با صدای  سیاوش قمیشی  مهر 88

طاقت بیار میشه شنید خندیدن دلخواه رو    تو زنده می مونی رفیق طاقت بیار این راه رو

طوفان و پشت سر بذار اون سمت ما آبادیه   این زمزمه تو گوشمه فردا پر از  آزادیه

آلبوم ژاکت محسن چاوشی اسفند 88(با فروکش کردن جو انتخابات)

عینک ریبون اصلوم هر چی داروم مال تو    نفسم تویی تو دختر  همه دردات مال ما

میخرم سال دیگه واست علنگوی طلا     تا ابد به پات میشینم   پات میمونوم والله

.....

بعد از فروکش کردن نسبی این حوادث بعضی از شرکت ها ی موسیقی و خوانندگان که منتظر مانده بودند، فرصت را غنیمت شمردند تا آلبوم از چند ماه قبل آماده خود را عرضه کنند.اما ناکام ماندند چرا که سطح سلیقه و مطالبات ملت با گذشته تفاوت کرده بود.و حتی افرادی مانند رضا صادقی و محسن چاوشی نیز نتوانستند نظر مخاطبان و طرفداران خود رو جلب کنند.افراد معلوم الحالی مانند ساسی مانکن که سال گذشته را با موفقیت شروع کرده بود نیز ره به جایی نبردند.گویا ملت ایران را دیگر  آهنگ های شش و هشت ساسی مانکن و سعید کرمانی و تتلو  شاد نمیکند.غم از دست دادن این همه جوان و این همه حادثه بزرگ و کوچک آنهم در طی 8 ماه ملت را به افسردگی بزرگی فرو برده است که تنها شاید نوروز با آمدنش برای لحظاتی غم واندوه و سرگردانی را از ایران ببرد و امید را زنده کند.

پیاپیش نوروز باستانی و تنها یادگار زنده ی روزگاران غرور و افتخار  خجسته باد.

 

به رنگ خاکستری

به رنگ خاکستری

(درنگی بر فیلم به رنگ ارغوان)

ساخته ابراهیم حاتمی کیا

با بازی خزر معصومی و حمید فرخ نژاد

شاید تا وقتی فیلم رو ندیدید متوجه نشید که چرا تا به حال توقیف بوده و چرا در این برهه زمانی مجوز گرفته و بلافاصله بعد از جشنواره اکران میشه؟؟ ...اما مطمئناً با دیدن فیلم به این چرا ها جواب داده میشه.چند نکته سیاسی و غیر سیاسی این فیلم رو متمایز کرده.اینکه اولین باره فیلمی در مورد فعالیت های یک مامور وزارت اطلاعات ساخته میشه.(حداقل من که تا به حال ندیدم.) و اینکه علت ساخت همچین فیلمی اونم از طرف حاتمی کیا چی بوده؟ نیمه اول فیلم که به سبک فیلم های مافیایی 30 سال پیش ساخته شده و از ابتدا پایان فیلم قابل حدسه پس نکته در فیلمنامه نیست ...اما چیزی که جالب توجه اینه که همه داستان رو بیننده در 20 دقیقه اول فیلم میفهمه و فقط حس کنجکاوی در صحنه هایی که مرتبط با فعالیت های وزارت اطلاعات ساخته شده( استقرار وسایل شنود اونم از نوع قدیمی) .بیننده رو ترغیب میکنه که تا آخر فیلم از روی صندلی جم نخوره. حالا اینکه ابراهیم حاتمی کیا با سابقه سینمای جنگ چطور شده سراغ این موضوع رفته بماند.ماجرا از اونجا شروع میشه که مامورین امنیتی در پی تعقیب و گریز یک زوج منافق به فرزند یکی از اونها که دانشجوی جنگلداری در شمال ایران میرسند و درست همون موقع منافقین هم تصمیم میگیرند تنها مدرک آن مهره های سوخته رو ازبین ببرند.دخترک بیچاره لو میره و این وسط مثل توپی مورد بازی قرار میگیره . طوری که در قسمتی از فیلم رئیس گروه اطلاعاتی به مامورش میگه آنها میخواهند دختر را بکشند اما ما میخواهیم دستگیرش کنیم تا اطلاعات لازم را در مورد پدر و مادرش بدست آوریم.حالا این وسط مامور نگون بخت عاشق دختر میشه و سر راه عاشق قبلی دختر قرار میگیره که این روز ها اونم تهدیدی برای دختر محسوب میشه .خب بقیه اش هم معلومه این مثلث عشقی ناکام میمونه و در گیری مسلحانه پیش میاد که اون روستای آروم رو تبدیل میکنه به جهنم .. کلی تیر شلیک میشه که معلوم نیست کی به کی میزنه...دختر هم دستگیر میشه... و تمام ...همین ؟این همه هیایو ی به رنگ ارغوان برای چه بود؟.چرا وقتی میدانیم که اجازه پرداختن تمام و کمال به این مسائل را نداریم سراغ آن میرویم.؟بعدش هم صحنه های فیلم سانسور شه بعد چند سال توقیف شه و دست آخرهم با این وضعیت اکران شه .جالب تر اینکه رئیس دولت فیلم رو مورد ستایش قرار میده کیهان کلی بد و بیراه میگه و...حاتمی کیا هم کلی سیمرغ پارو میکنه.شکی نیست که از روی لجبازی هم که شده آقای شمقدری خیلی اصرار دارند که بگن ما روشن فکر تر از آقای صفار هرندی هستیم و رو بخش سینمایی خیلی دست و دلبازی میکنند.اما نوش دارو بعد از مرگ سهراب؟من می خوام به آقای حاتمی کیا بگم که خوشحالم که هیچ وقت منتظر اکران فیلمتان نبودم....و با افتخار به استاد مهرجویی میگم که بی صبرانه منتظر فیلم جدیدشان هستم....چون بعد از دیدن فیلم مهرجویی حس خوبی دارم اما بعد از دیدن این فیلم احساس میکنم سوپی می خورم که آشپز آن را برای روز های سرما خوردگی ام پخته تا آرامم کند اما چه سود که این درد درمان ندارد و نمکی است به زخم هایم.