نمی تونی پنهون کنی داغونی

دردا ز راز پنهانم


دردا ز سیل اشکانم


دردا ز حال گریانم





نزار امشبم با یه بغض سر بشه

بزن زیر گریه چشات تر بشه

بزار چشمات و خیلی آروم رو هم

بزن زیر گریه سبک شی یه کم

یه امشب غرور و بزارش کنار

اگه ابری هستی با لذت ببار

هنوزم اگه عاشقش هستی که

نریز غصه هات و تو قلبت دیگه

غرورت نزار دیگه خستت کنه

اگه نیست باید دلشکسته ات کنه

نمی تونی پنهون کنی داغونی

نمی تونی یادش نباشی به این آسونی

هنوز عاشقی و دوسش داری تو

نشونش بده اشکای جاریتو

نمی تونی پنهون کنی داغونی

نمی تونی یادش نباشی به این آسونی


شب نوشته

حالا که دیگه دستمون برا هم رو شده و میدونیم چه کاره ایم

حالا که دیگه همه چی آروم شده و یا بهتره بگم همه چی رو آروم کردیم.


حالا که دیگه من وتویی نیست و همش شده ما.

حالا که دیگه نفسامون هم به هم عادت کردند

دیگه حیفه بریم عقب بزار بریم جلوتر  بزار همه بدونن

هنوزم میشه عاشق شد تو باشی کار سختی نیست

پس بدون مرز با من باش اگرچه این یه وقتی نیست.....



حالا که باهم یکی شدن دلامونو

حالا که جاده ها افتادن به پامونو

یکی از اون بالا انگار داره میشنوه صدامونو

بگمونم که اثر داره دعامونو...

کاریکلماتورهای پرویز شاپور

عده ای را در گورستان دیدم که روی سنگ قبری با قلم و چکش کار می کردند پرسیدم شما چه کاره اید و اینجا چه کار می کنید و آنها جواب داد اند که ماموران ثبت احوال هستیم.این مرحوم در زمان حیاتش تقاضای تغییر نام کرده بود، حالا با تقاضای او موافقت شده است.


خدا سایه مرگ را از زندگی ام کم نکند.


برای مردن عمری فرصت دارم.


- در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.


- قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.


- رد پای ماهی نقش بر آب است.


- گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.