شک

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است.

شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد.

مثل یک دزد راه می رود.

مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند.

آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کندو نزد قاضی برود.

اما

همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد.زنش آن را جا به جا کرده بود.مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه میرود،حرف میزند و رفتار میکند.

دیالوگ دوست داشتنی

تو این دنیا از یه نفر که معذرت میخوای بقیه وایمیستن تو صف!


از فیلم  ...باغهای کندلوس


7دقیقه تا پاییز


7دقیقه تا چهارشنبه سوری برای الی

یه مطلب طولانی و تقریبا کامل در مورد این فیلم نوشته بودم ...اما تصمیم گرفتم تو چند خط خلاصه اش کنم .یک فیلم متفاوت تو این زمونه یه چیزی بین درباره الی و چهارشنبه سوری یه فیلم پر از هدیه تهرانی دوست داشتنی و یه فیلم پر از استرس و سکوت محض سینما پلک نزدن تماشاگر و گریه دخترکان احساساتی و بازی فوق العاده محسن تنابنده .جدای از نقاط ضعف به نظرم بین این همه فیلم بد تو این چند وقته اکران شد ...هفت دقیقه تا پاییز خیلی خوش ساخت و حرفه ای بیننده رو تا آخر با خودش همراه میکنه...جالبتر اینکه  فیلم با دو پایان متفاوت نمایش داده شده...

در مورد محسن تنابنده باید بگم که نه ادا اطوار بهداد رو داره نه قیافه رادان اما بازی حیرت انگیزش نوید یک بازیگر حرفه ای رو میده که رقیب خوبی برای هم سن و سالان خودشه.

چند نکته ضعیف در فیلم هست که اصلا مهم نیست چرا که کل مجموعه دلچسب بود ...