انگار آفتاب تابستونا هایپ می خوره

این روزها هوا بدجوری گرم شده و طاقت ها بدجوری کم

دیگه حوصله نمونده و همه ماشینها بوق میزنند تا از زیر این آفتاب قبلا مهربان و الان بیرحم فرار کنند.

هیچ وقت تابستونو دوست نداشتم هیچ جذابیتی نداره همش گرماست و گرما

همه این مشکلات یه طرف قطعی برق هر شب و قطعی آب  بهش اضافه میشه

امروز  هم برق قطع بود هم آب داخل اتاق که نمیشد دووم آورد بیرونم ۴۳ درجه بود (انگار آفتاب تابستونا هایپ می خوره)

این مسایل توی پایتخت عجیب نیست اما بعیده   به هر حال میدونم که کسایی در جنوب هستن که وضعیتشون بدتره خوب البته انرژی هسته ای بالاخره برق و آب هم تولیدمیکنه

 (اما فعلا ما نیازنداریم لابد).

اینا به کنار یه خوبی داره. اونم اینه که همه رو دور هم جمع میکنه فرصتی پیش میاد تا اطرافیان از پای تلویزیون و کامپیوتر  کنار بیان

 پدرو مادر و خواهر و برادر کنار هم بیان ساعتی حرف بزنند و ازهم غافل نشن

این خوبی به تمام بدی هاش می ارزه

 

خسرو شكيبايي به خاطره‌ها پيوست

پیکر مرحوم خسرو شکیبایی روز یکشنبه 30 تیر به خاک سپرده می شود

خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران،

 صبح امروز جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

 این خبرو امروز در حالی شنیدم که به خاطر خستگی سفر خوابیده بودم

 و ای کاش بیدار نمی شدم

باورم نمیشه   خسرو شکیبایی رو کسی نیست که دوست نداشته باشه..

.از کدوم بازی و کدوم فیلمش میشه گذشت؟

مطمئنا یکشنبه ای که میاد مراسم بزرگی در تالار وحدت

 برای وداع با شکیبایی عزیز برگزار میشه.

روحش شاد و یادش گرامی

 

بانک زمان

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟ هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.
ارزش یک سال را دانش‏آموزی که مردود شده میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به‏دنیا آورده میداند،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته‏ نامه میداند،
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید، باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است.

ماه پر حاشیه ی صداو سیما   

/شنبه بد/
به نوشته روزنامه اعتماد برنامه «دو قدم مانده به صبح» که با مجري گري محمد صالح علا از شبکه چهارم سيما پخش مي شود شنبه شب دو بار به دليل مشکل فني قطع شد و بعد از لحظاتي با اعلام بروز مشکل فني، پخش آن ادامه پيدا کرد.
/غلامحسین ساعدی دردسرساز/
به نوشته این روزنامه اما آنچه بيشتر از نقص فني برنامه، باعث توجه و حساسيت بيشتر بينندگان اين برنامه شد موضوعاتي بودند که ميهمانان اين برنامه قبل از بروز اين مشکلات فني درباره آنها صحبت مي کردند. در بخش اول اين برنامه با حضور دکتر ميرعابديني، پس از باز شدن بحثي درباره جلال آل احمد، ميرعابديني به نام «غلامحسين ساعدي» اشاره کرد که بعد از آن اين برنامه براي لحظاتي قطع شد

از خانه ای روی آب تاوثوقی وفردین/
در قسمت دوم اين برنامه هم که با حضور رضا کيانيان و محمد رحمانيان ديگر ميهمانان برنامه برگزار مي شد، کيانيان در بخشي از صحبت هايش به صحنه بازي کردن در حالت «مستي» در فيلم خانه يي روي آب» اشاره کرد و دوباره در پخش اين برنامه همان اتفاقات تکرار شد. آنچه حاشيه هاي اين برنامه را بيشتر کرد بخش پاياني اين برنامه بود. کيانيان در جواب سوالي درباره چاپ کتاب خاطرات خود به اسامي بازيگران قديمي سينما و فراموش شدن آنها اشاره کرد. رضا کيانيان در صحبت هايش از بازيگراني مثل ناصر ملک مطيعي،محمد علي فردين، بهروز وثوقي و... نام برد که همزمان با اعلام اين اسامي تيتراژ پاياني برنامه دو قدم مانده به صبح روي صداي کيانيان پخش شد.

/ماجرا چه بود؟/
امادکتر پورحسین در یادداشت مهم خود با صراحت به آنچه که باعث عذر خواهی کم سابقه یک مدیر ارشد تلویزیون به خاطر یک برنامه شده بود اشاره می کند ،او دریادداشت خود می نویسد : در انتهاي برنامه روز شنبه دو قدم مانده به صبح در بخش تئاتر، كارشناس برنامه سوالي را درباره گفتگوي مهمان برنامه با بازيگران سينماي قبل از انقلاب پرسيد كه پاسخ مهمان برنامه مايه تعجب و سوال‌برانگيز بود؛ ضمن آن كه هم سوال و هم پاسخ، هيچ سنخيتي با بحث علمي و پژوهشي در حوزه سينما و تئاتر نداشت.

/حضور جنجال برانگیز میلانی/
چند هفته پیش نیز حضور جنجال برانگیز تهمینه میلانی کار گردان سینمای ایران دریک برنامه صبحگاهی درتلویزیون ،باعث ایجاد بحث هاو جنجالهای فراوانی شد ،به طوری که هفته نامه یالثارات ارگان رسمی انصار حزب الله درشماره اخیرخود از حضور تهمینه میلانی در تلویزیون به شدت انتقاد کرد.

/رشید پور ودردسرهایش/
اما رشید پور که توقف برنامه جنجالی اش ،در چند هفته گذشته ،بازتاب فراوانی دررسانه ها داشت ،به نوشته روزنامه خبرورزشی ،این دردسرها برای رشیدپور همچنان ادامه دارد و مسئولان سازمان تربیت بدنی از این مجری به خاطر برنامه فیروز کریمی به شدت گله مندند .


و داستان همچنان ادامه دارد......



 

سرباز آزاری

ما ایرانی ها آدمای جالبی هستیم  معمولا خیلی حرف میزنیم و کمتر عمل می کنیم از جمله دلایل این همه اوضاع نابه سامان کشور هم میتونه همین بی توجهی به کار و بی منطق بودنمون باشه....حالا اینو که خود شما هم میدونستید .

 اما ما چند روزیه در گیر جابه جایی به موسسه جدید هستیم که اون موسسه داخل یک پادگانه

یعنی ما  با اونا جامون عوض میشه...حالا اینا زیاد مهم نیست. توی این جریان سرباز های بدبخت همچون حمالانی بی جیره و مواجیب برای آقایون کار میکردند.باور کنید انقدر پول هست که ۴ تا کارگر از سر ۴ راه بیارن که اینکاره ن اما با خودشون گفتند اونوقت مجبورن نامه بزنند و هزینه شونو حساب کنند  تازه این همه سرباز هست که با یه ابرو بالا انداختن از ترس لغو مرخصی (که حق قانونیشونه) میدون و کارو بغل می کنن.

امروز وقتی شاهد بودم چطوری گاو صندوق عظیم جناب رئیس توسط این ۴ نفر سرباز وظیفه تو این گرما با چه سختی جابجا میشد و آقایون حتی کمرشون خم نمیکردند و همچون اسیر با این بدبختا رفتار میشد واقعا تاسف خوردم.جالبه آقایون از کل ۸ ساعت زمان کاری به زحمت نیم ساعت رو به کار اختصاص میدن و بقیه اش بدگویی و غیبت از همدیگه است.همش ناراضی اند که حقوقمون کمه   اما نمی گن ۷۰۰ تومن حقوق بابت چه کاری میگیرند؟

وقتی می بینند یه سرباز با درجه اونجا هست که تحصیلاتش بالاتره  و باهاشون همکلام نمیشه(مثل من ) تمام کینه و عقده شونو خالی میکنند ..البته این فقط مختص من نیست تمام دوستای من هم که مشغولن اینو تایید میکنند.

بله این سربازهایی که هر روز تو خیابون میبینید و بی تفاوت از کنارشون رد میشید همه نه یه روز کاریه پرکار و سنگین بلکه یه روز کاریه پر از تحقیر داشتند.

درکشون کنید

یگانه سرباز وطن

جشن تیرگان که جشن برابری روز تیر و ماه تیر است در سالنمای زرتشتیان دهم تیرماه برگزار می شود.این جشن بر پایه حماسه ی آرش کمانگیر شکل گرفته است.

منم آرش ...و آرش شیوا تیر از میان برخاست‌ بازوان استوارش را گشود و بانگ برداشت:منم آرش بر تن و پیکر من بنگرید که هیچ آسیب و گزندی در آن نیستمن آنم که فرمان افراسیاب را پاسخ خواهم داد .واپسین تیرترکشم فرجام زندگی من خواهد بود و تیر را به باد خواهم سپرد تا به خواست مزدا اهورا مرزهای ایران را بگستردتا خانه هامانشهرهامان گسترده شود و دل مردان و زنان و کودکان ایران زمین شاد.و آن گاه من در میان شما نخواهم بود واز پیکرم هیچ نخواهد ماند. و آرش این گونه بر فراز البرز کوه رفت و دیگر باز نیامد....