به رنگ خاکستری
به رنگ خاکستری(درنگی بر فیلم به رنگ ارغوان)
ساخته ابراهیم حاتمی کیا
با بازی خزر معصومی و حمید فرخ نژاد
شاید تا وقتی فیلم رو ندیدید متوجه نشید که چرا تا به حال توقیف بوده و چرا در این برهه زمانی مجوز گرفته و بلافاصله بعد از جشنواره اکران میشه؟؟ ...اما مطمئناً با دیدن فیلم به این چرا ها جواب داده میشه.چند نکته سیاسی و غیر سیاسی این فیلم رو متمایز کرده.اینکه اولین باره فیلمی در مورد فعالیت های یک مامور وزارت اطلاعات ساخته میشه.(حداقل من که تا به حال ندیدم.) و اینکه علت ساخت همچین فیلمی اونم از طرف حاتمی کیا چی بوده؟ نیمه اول فیلم که به سبک فیلم های مافیایی 30 سال پیش ساخته شده و از ابتدا پایان فیلم قابل حدسه پس نکته در فیلمنامه نیست ...اما چیزی که جالب توجه اینه که همه داستان رو بیننده در 20 دقیقه اول فیلم میفهمه و فقط حس کنجکاوی در صحنه هایی که مرتبط با فعالیت های وزارت اطلاعات ساخته شده( استقرار وسایل شنود اونم از نوع قدیمی) .بیننده رو ترغیب میکنه که تا آخر فیلم از روی صندلی جم نخوره. حالا اینکه ابراهیم حاتمی کیا با سابقه سینمای جنگ چطور شده سراغ این موضوع رفته بماند.ماجرا از اونجا شروع میشه که مامورین امنیتی در پی تعقیب و گریز یک زوج منافق به فرزند یکی از اونها که دانشجوی جنگلداری در شمال ایران میرسند و درست همون موقع منافقین هم تصمیم میگیرند تنها مدرک آن مهره های سوخته رو ازبین ببرند.دخترک بیچاره لو میره و این وسط مثل توپی مورد بازی قرار میگیره . طوری که در قسمتی از فیلم رئیس گروه اطلاعاتی به مامورش میگه آنها میخواهند دختر را بکشند اما ما میخواهیم دستگیرش کنیم تا اطلاعات لازم را در مورد پدر و مادرش بدست آوریم.حالا این وسط مامور نگون بخت عاشق دختر میشه و سر راه عاشق قبلی دختر قرار میگیره که این روز ها اونم تهدیدی برای دختر محسوب میشه .خب بقیه اش هم معلومه این مثلث عشقی ناکام میمونه و در گیری مسلحانه پیش میاد که اون روستای آروم رو تبدیل میکنه به جهنم .. کلی تیر شلیک میشه که معلوم نیست کی به کی میزنه...دختر هم دستگیر میشه... و تمام ...همین ؟این همه هیایو ی به رنگ ارغوان برای چه بود؟.چرا وقتی میدانیم که اجازه پرداختن تمام و کمال به این مسائل را نداریم سراغ آن میرویم.؟بعدش هم صحنه های فیلم سانسور شه بعد چند سال توقیف شه و دست آخرهم با این وضعیت اکران شه .جالب تر اینکه رئیس دولت فیلم رو مورد ستایش قرار میده کیهان کلی بد و بیراه میگه و...حاتمی کیا هم کلی سیمرغ پارو میکنه.شکی نیست که از روی لجبازی هم که شده آقای شمقدری خیلی اصرار دارند که بگن ما روشن فکر تر از آقای صفار هرندی هستیم و رو بخش سینمایی خیلی دست و دلبازی میکنند.اما نوش دارو بعد از مرگ سهراب؟من می خوام به آقای حاتمی کیا بگم که خوشحالم که هیچ وقت منتظر اکران فیلمتان نبودم....و با افتخار به استاد مهرجویی میگم که بی صبرانه منتظر فیلم جدیدشان هستم....چون بعد از دیدن فیلم مهرجویی حس خوبی دارم اما بعد از دیدن این فیلم احساس میکنم سوپی می خورم که آشپز آن را برای روز های سرما خوردگی ام پخته تا آرامم کند اما چه سود که این درد درمان ندارد و نمکی است به زخم هایم.