سفرنامه طالقان(قسمت اول)
سلام....عرض شود که جای شما خالی ۵ شنبه تصمیم بر این شد که بریم طالقان خدمت یکی از دوستان....اولین باری بود که طالقان میرفتم..همیشه تابلوش رو تو اتوبان تهران قزوین میدیدم...همیشه دلم میخواست اونحا رو ببینم......۱۱۰ کیلومتر که از پایتخت بگذری..تابلوی طالقان تو رو به سمت راست منحرف میکنه...همون اولای جاده به شهر زیاران میرسی که مثل همه شهر هایی که تو اتوبان دیدی با یه بافت روستایی...بعد از اون جاده مثل جاده تلو پر پیچ وتاب شروع میشه..پیچ های خطرناک و تند...البته ما چون شبونه حرکت کردیم حس عجیبی داشت یه جاده تاریک ماشین های کم...بدون هیچ ایست و بازرسی ...فکر گیر کردن تو جاده آّدم و اذیت میکنه..۴۰ دقیقه ای تو راهیم ..هوا سردتر و سردتر میشه...مثل آدمای کور شدم...همش منتظرم بخورم بهیه دیوار ..این جاده تمومی نداره..نسیم دریا هم صورت و نوازش میکنه ..فکر میکنم لابد طالقان و رد کردیم ..رفتیم شمال....اما دوستمون که باماس میگه اینجا یه سد بزرگه که روزانه کلی مسافر میان برای دیدنش...سد طالقان....

بالاخره میرسیم و با استقبال صاحبخونه میرم داخل اولین و آخرین کاری که میشه کرد...خوابه...
صبح بعد از یه صبحونه توپ و دلچسب میزنیم به جاده ..وای که چه بهشتی...
یه دهکده که تمام ساکنانش اهل تهران هستند

و در واقع اینجا مجموعه ویلا هایی ساختند که تابستونا بیان و ازش لذت
ببرن ...تمام مسر پر از برگ های زرد که تمام سطح جاده رو فرش کردند.زیبایی درخت های سیب و گردو
که اهالی اومدن بچینند نظر هر کسی رو جلب میکنه..