آخرین اخبار هفته اول اردی بهشت
طی 50 سال گذشته ترانه های بسیاری ماندگار شدند و ماندگار می مانند.گرچه بیش از 70 در صد آنها مربوط به دهه 50 می شود.
اما من و شما هرروز و هر روز به این ترانه ها یا ورژن های جدید و ریمیکس شده اونها گوش میدیم و هیچ وقت رنگ کهنگی نمی گیرند.اما یک سری ترانه از سوی خواننده های معتبر ایران زمین اجرا شده که در این ترانه ها شاعر یا ترانه سرا مستقیما یکی از عناصر طبیعی را موضوع و محور کار خود قرار داده و به زیبایی هر چه تمام تر این کار ها ساخته و پرداخته شده.نمونه هایی مثل کوه، دریا، خورشید،باران، درخت ، مرداب، صخره و...علت توفیق این کار ها جدای از اجرای آنها حس جدید و ناشناخته تجسم احساسات و عواطف انسانی برای یک عنصر طبیعی است.تصور صخره های کنار ساحل و حرف هایی که بادریا دارند..یا تصور غرور کوه وتنها بودنش . درد و دل های درخت با تبر.برگهای خزان زده با درخت.مرداب با آسمان ،ماهی با ماهی گیر و...همه این کارها جزو درخشان ترین کار های هنرمندان بوده اند.حس یک نیمکت یا یک دفتر و هر چیزی مثل اون بهترین بهانه ها برای سرودن ترانه هاس ..گاهی فکر میکنم کاش برای همه چیز هایی که میبینیم و دوستشون داریم ترانه ای خونده میشد...
شما دوست دارید در مورد چه چیزی ترانه داشته باشید؟
صخره...از یغما گلرویی
میون موج و طوفان و تلاطم
تو دست باد سرد بی ترحم
رها از بغضم و از خستگی دور
منم من صخره ای آرام و مغرور
همیشه همدم باد و تگرگم
صدای زخمی میلاد و مرگم
تنم محکومیه شلاق ابر اس
دلم آبی تر از موجای دریاس
یه عمر خواب خورشید و میبینم
که تو آغوش سنگیم خونه کرده
نگاهم رو به فرداهای زیباس
تب رفتن منو دیوونه کرده
اگه فریاد طوفان تو گلومه
اگه شب سایه سایه روبه رومه
اگه عمری اسیر انتظارم
اگه راهی به جز موندن ندارم
منم من آخرین اسیر این زمین
که حتی یک نفس بیرون نمیشم
تنم زخمی ترین دلم تنهاترین
ولی با بغض شب همخون نمیشم.
هنوزم چشم به راه یک نسیمم
تا دستاشو توی دستام بگیرم
هنوزم عاشق بارون و دریام
نمی ترسم اگه عاشق بمیرم
منی که از تبار نسل کوهم
نمیتونم که با موجا یکی شم
منم من صخره ای آرام ومغرور
که تسلیم شب وطوفان نمیشم.
یه نمونه دیگه از کار های زیبایی که با موضوعات طبیعته....موج
من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم
همیشه در گریز و در گذارم
نمی مانم به یک جا بیقرارم
سفر یعنی من و گستاخی من
همیشه رفتن و هرگز نماندن
هزاران ساحل و نادیده دیدن
به پرسش های بی پاسخ رسیدن
من از تبار دریا
از نسل چشمه سارم
رها تر از رهایی
حصار بی حصارم
ساحل حصار من نیست
پایان کار من نیست
همدرد و یار من نیست کسی که یار من نیست در انتظار من نیست
صدای زنده بودن در خروشم
به ساحل چون می آیم خموشم
به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست
اگر خاموش بشینم روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست.