خب امروز اعلام شد که دو فیلم جنجالی بی پولی(رادان) و  دو خواهر(گلزار) از عید فطر اکران میشوند...در باره الی هم گفتند خرداد اکران میشه  ...حالا ببینیم اینم ازون حرف های قبل از انتخاباته یا نه....اصولا احساس میکنم  این روزا همه مسئولان کشور چه حرف گوش کن شدند...چرا؟ دیدی وقتی با یکی کار داری  ...کارت گیرشه...چه مهربون میشی باهاش...اصلا چه ربطی داشت اینا بهم...

 

من بیصبرانه منتظر فیلم جدید کیمیایی ام ...با بازی محمد رضا فروتن ...یه فیلم پر سر و صدا....

اینا مجموعه مطالب مرتبط با این فیلمه...

فيلمي که ظاهرا مي‌خواهد خاطرات فيلم‌هاي قديمي، همان سياه‌و‌سفيد‌هاي دهه 40 و 50، را زنده کند و با فضاي تيره‌اش، تصويري تازه از جامعه ايراني بدهد. اگر چه براي مسعود کيميايي «محاکمه در خيابان» تنها اداي دين به آن سينما نيست، يک جور بازگشت است به فضاي دلخواهش: «من با اين فيلم دوباره به دنياي هميشگي‌ام برگشته‌ام.» کيميايي اين‌روزها سرحال‌تر از هميشه است. شوخي مي‌کند و درباره اوضاع سينما و حال و روز جامعه حرف مي‌زند... بيست‌و‌سومين فيلم مسعود کيميايي قرار است تجربه تازه‌اي باشد براي او و براي همه آن‌هايي که سينمايش را دوست دارند. خودش با اشتياق به عکس‌هاي فيلم ـ عنواني که کيميايي براي نماها به کار مي‌برد ـ نگاه مي‌کند و مشتاق است تا زودتر فيلم را آماده کند. يادم مي‌آيد قبل‌‌ترها، وقتي از کيميايي درباره ديدن فيلم‌هايش در سالن سينما مي‌پرسيدند، جواب مي‌داد سال‌هاست هيچ فيلمي را از خودش در سينما نديده. انگار هر بار فيلمي از او اکران مي‌شود، مسعود کيميايي خيالش راحت مي‌شود و اصلا به اميد همان فيلم قبلي است که اثر بعدي‌اش را شروع مي‌کند. البته «محاکمه در خيابان» انتخاب اول او براي ساخت نبود. کيميايي مي‌گويد: «فيلمنامه‌اي بود به نام شريک که خيلي دوستش داشتم. اما هر بار به مشکلي برخورد و نشد که بسازمش.» مشکلاتي که باعث مي‌شود او براي مدتي قيد آن فيلم را بزند و به کار ديگري فکر کند. «محاکمه در خيابان» را اصغر فرهادي نوشته و کيميايي از آن خوشش آمده و با بازنويسي، به فضاي هميشگي‌اش نزديک شده. فيلمي درباره آدم‌هاي زمانه ما. آدم‌هاي به ظاهر دور از جريان روز جامعه؛ اما موثر در سرنوشت همه مردم. فيلم تازه کيميايي داستان اين آدم‌هاست. نسل تازه‌اي که مي‌خواهند درست زندگي کنند اما در دروغ‌هاي خود ساخته‌شان گم مي‌شوند. اما آيا در اين فيلم هم باز با جوان‌هايي تلف شده و سردرگم روبه‌روييم؟ آيا کيميايي باز هم با بدبيني و تلخي به آنها نگاه مي‌کند؟ جواب او خيلي سرراست نيست: «آن نوع تلخي كه در زبان سينماي من براي شما آشناست، نيست. يك شكل ديگر است که بيشتر به حال‌و‌هواي زمانه برمي‌گردد. خودتان ببينيد متوجه مي‌شويد. مي‌رود به سمت فيلم نوآر...» نوآري درباره طبقه حاشيه‌اي تهران.

وقتي قلبتو باختي ديگه تا آخر عمرت نمي‌بري.» محمدرضا فروتن در حالي که از درد به خودش مي‌پيچد، رودرروي پرده سينماي خانگي، با بغض اين جمله را مي‌گويد. و بعد ادامه مي‌دهد: «بهتره منو بکشي تا پاک شم... تو گرگ خونه و رفاقتي...» فصل محمدرضا فروتن يکي از درخشان‌ترين فصل‌هاي «محاکمه در خيابان» است. فضاسازي و بازي همان چيزي است که همه از مسعود کيميايي انتظار دارند و او، همان‌طور که خودش هم مي‌گويد، دوباره به دنياي خودش برگشته. فصل معرفي محمدرضا فروتن، در اتاقي خاک‌گرفته و پر از اسباب، از آن سکانس‌هاي ماندگار سينماست. او مثل سامورايي مي‌ماند که ديگر اميدش به همه چيز را از دست داده. ياغي‌اي که ديگر دل‌و‌دماغ ياغي‌گري ندارد.
در فيلم به جز محمدرضا فروتن و حامد بهداد، نيکي کريمي هم حضور دارد...